طرحواره ایثار چیست؟

طرحواره ایثار و راهکار ها مقابله با آن
در بعضی فیلم‌های ترسناک دیده‌اید که شخصیت‌های داستان در خانه‌ای گرفتار شده‌اند و هرچقدر تلاش می‌کنند از آن فرار کنند، بعد از طی کردن مسیری طولانی ناگهان متوجه می‌شوند دوباره به همان خانه برگشته‌اند؟طرحواره‌ها گاهی در زندگی ما همین کار را می‌کنند.ما بزرگ می‌شویم، از خانه کودکی فاصله می‌گیریم، آدم‌های متفاوتی را وارد زندگی‌مان می‌کنیم، رابطه‌های تازه‌ای می‌سازیم، شغل عوض می‌کنیم و تصمیم‌های متفاوتی می‌گیریم؛ با این امید که دیگر رنج‌ها و ناکامی‌های گذشته تکرار نشوند.
اما گاهی بعد از سال‌ها متوجه می‌شویم با وجود تمام این تغییرات، هنوز با همان احساسات قدیمی روبه‌رو هستیم؛ همان تنهایی، طردشدگی، نادیده گرفته شدن، بی‌اعتمادی، ناکافی بودن یا برآورده نشدن نیازها.حتی ممکن است پارتنری انتخاب کنیم که از بسیاری جهات با والدین ما یا روابط قبلی‌مان متفاوت باشد، اما پس از مدتی باز هم خودمان را درگیر همان رنج آشنا ببینیم.طرحواره را می‌توان یک الگوی عمیق و ریشه‌دار در ذهن دانست که بر شیوه فکر کردن، احساس کردن و برداشت ما از اتفاقات تأثیر می‌گذارد و به‌دنبال آن، انتخاب‌ها، تصمیم‌ها و رفتارهای ما را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل ممکن است شرایط زندگی تغییر کند، آدم‌ها عوض شوند و انتخاب‌های ظاهراً متفاوتی داشته باشیم، اما همچنان یک تجربه هیجانی مشابه در زندگی ما تکرار شود.یکی از این الگوها طرحواره ایثار است؛ الگویی که در آن فرد آن‌قدر به نیازها، خواسته‌ها و احساسات دیگران توجه می‌کند که نیازهای خودش بارها نادیده گرفته می‌شوند.اما چرا چنین الگویی شکل می‌گیرد؟ چرا بعضی افراد به‌سختی می‌توانند خودشان را در اولویت قرار دهند و چگونه ایثار، که در ظاهر ویژگی مثبتی به نظر می‌رسد، می‌تواند به منبعی از خستگی، خشم و نارضایتی در روابط تبدیل شود؟

طرحواره ایثار چیست؟
در طرحواره ایثار، فرد آن‌قدر به نیازها، احساسات و مشکلات دیگران توجه می‌کند که کم‌کم خودش را فراموش می‌کند. درد دیگران را زود می‌بیند، برای حل مشکلاتشان احساس مسئولیت می‌کند و اغلب قبل از اینکه کسی از او کمک بخواهد، برای کمک کردن جلو می‌رود.این افراد معمولاً همدلی بالایی دارند و از اینکه بتوانند باری از دوش دیگری بردارند، احساس خوبی می‌گیرند. مشکل از جایی شروع می‌شود که کمک کردن دیگر فقط یک انتخاب نیست؛ بلکه تبدیل می‌شود به یک الگوی همیشگی: “اول دیگران، بعد من.”فرد ایثارگر ممکن است خسته باشد اما باز هم مسئولیت دیگری را قبول کند، خودش نیاز به حمایت داشته باشد اما به مشکلات دیگران گوش دهد، از چیزی ناراحت باشد اما سکوت کند تا کسی آزرده نشود.
حتی وقتی تصمیم می‌گیرد به خودش توجه کند، ممکن است احساس گناه کند؛ انگار رسیدگی به خودش به معنای خودخواه بودن یا رها کردن دیگری است.در واقع، پیام پنهانی این طرحواره چیزی شبیه این است: “من مسئول حال دیگرانم؛ نیازهای آن‌ها را باید قبل از نیازهای خودم ببینم.”به همین دلیل، فرد ممکن است سال‌ها بیشتر مراقبت کند تا مراقبت دریافت کند، بیشتر بدهد تا بگیرد و بیشتر نیازهای دیگران را بشناسد تا نیازهای خودش را. ادامه این الگو می‌تواند به خستگی، فرسودگی، نادیده گرفتن خواسته‌های شخصی و در نهایت خشم و دلخوری از کسانی منجر شود که فرد مدت‌ها برایشان فداکاری کرده است.

چرا فرد ایثارگر همیشه نگران حال دیگران است؟فرد دارای طرحواره ایثار فقط ناراحتی دیگران را نمی‌بیند؛ خودش را مسئول برطرف کردن آن می‌داند. او از کودکی به‌تدریج یاد گرفته که مراقب احساسات اطرافیان باشد؛ بنابراین ذهنش دائماً محیط را اسکن می‌کند: کسی ناراحت نشود، کسی دلخور نشود، قلب کسی نشکند، اگر کسی کمک خواست باید کاری بکنم.این الگو به مرور آن‌قدر عمیق می‌شود که حتی وقتی هیچ‌کس از او چیزی نخواسته، صدایی در درونش تکرار می‌شود: “کمک کن.” و اگر خودش را در اولویت قرار دهد، اغلب به‌جای آرامش، احساس گناه را تجربه می‌کند.فرد ایثارگر بیش از آنکه فقط با رنج دیگران همدل باشد، خود را مسئول کاهش رنج آن‌ها می‌داند.

چه تجربه‌هایی در کودکی می‌توانند زمینه‌ساز طرحواره ایثار شوند؟
طرحواره ایثار فقط یک مسیر مشخص ندارد. کودکان ممکن است در خانواده‌های کاملاً متفاوتی بزرگ شوند، اما در نهایت یک پیام مشترک را یاد بگیرند: “حال و نیاز دیگران مهم‌تر است؛ من باید مراقب باشم.” برخی از تجربه‌های رایج عبارت‌اند از:والد بیمار، افسرده یا آسیب‌پذیرکودک می‌بیند مادر یا پدر حال خوبی ندارد و به‌تدریج احساس می‌کند باید مراقب او باشد، ناراحتش نکند و باری روی دوشش نگذارد. به‌جای اینکه والد مراقب کودک باشد، کودک بخشی از مسئولیت مراقبت از والد را به عهده می‌گیرد.والد خشمگین، تنبیه‌گر یا غیرقابل‌پیش‌بینیاگر کوچک‌ترین ناراحتی والد با فریاد، تنبیه یا واکنش شدید همراه باشد، کودک یاد می‌گیرد دائماً حال دیگران را زیر نظر داشته باشد: “کاری نکن عصبانی شود، ناراحتش نکن، حواست به حالش باشد.” مراقبت از احساسات دیگران برای او به راهی برای حفظ آرامش و امنیت تبدیل می‌شود.کودکی که شاهد خشونت میان والدین استدیدن کتک خوردن یا آزار یکی از والدین می‌تواند کودک را وارد نقشی کند که متعلق به او نیست؛ آرام کردن، مراقبت یا نجات دادن والد آسیب‌دیده.
کودک ممکن است یاد بگیرد: “وقتی کسی که دوستش دارم رنج می‌کشد، وظیفه من است نجاتش بدهم.”کودکی که زودتر از سنش مسئولیت بزرگسالان را به عهده گرفته است مراقبت از خواهر و برادرها، انجام مسئولیت‌های زیاد خانه، حل مشکلات خانواده یا تبدیل شدن به سنگ صبور والدین می‌تواند کودک را وارد نقش “مراقبت‌کننده” کند. به این جابه‌جایی نقش، والدشدگی کودک (Parentification) گفته می‌شود.والدینی که محبتشان مشروط استگاهی کودک زمانی “بچه خوب” محسوب می‌شود که مطیع باشد، مخالفت نکند، خواسته‌های والدین را انجام دهد و از خواسته‌های خودش بگذرد. در چنین فضایی ممکن است یاد بگیرد: “برای اینکه خوب و دوست‌داشتنی باشم، باید دیگران را به خودم ترجیح بدهم.”خانواده‌ای که فداکاری را فضیلت و توجه به خود را خودخواهی می‌دانددر بعضی خانواده‌ها “نه گفتن”، مرزبندی یا توجه به خواسته‌های شخصی با خودخواهی برابر دانسته می‌شود، درحالی‌که ازخودگذشتگی تحسین می‌شود.
کودک یاد می‌گیرد برای آدم خوبی بودن باید کم بخواهد، زیاد بدهد و دیگران را ناراحت نکند.والدینی که خودشان ایثارگرندگاهی هیچ‌کس کودک را مجبور به فداکاری نمی‌کند؛ او این شیوه زندگی را می‌بیند و یاد می‌گیرد. مثلاً مادری که همیشه خودش را آخرین نفر قرار می‌دهد، هرگز “نه” نمی‌گوید و برای همه زندگی می‌کند، ناخواسته این پیام را منتقل می‌کند که: “مراقبت از خودت مهم نیست؛ آدم خوب کسی است که خودش را فدای دیگران کند.”مسیرها متفاوت‌اند، اما نتیجه می‌تواند شبیه باشد: کودک به‌جای اینکه فقط یاد بگیرد “دیگران مهم‌اند”، یاد می‌گیرد “من مسئول حال دیگرانم.”و همین کودک ممکن است سال‌ها بعد بزرگسالی باشد که هنوز ذهنش دائماً می‌پرسد:”نکنه ناراحتش کنم؟ نکنه دلش بشکنه؟ نکنه به کمک من نیاز داشته باشه؟”البته از نظر علمی مهم است که این تجربه‌ها مختص طرحواره ایثار نیستند؛ بسته به تجربه کودک و معنایی که از آن ساخته، می‌توانند هم‌زمان زمینه‌ساز طرحواره‌هایی مثل اطاعت، تأییدطلبی، رهاشدگی یا بی‌اعتمادی/بدرفتاری نیز باشند.

آیا پشت طرحواره ایثار، طرحواره دیگری پنهان است؟
گاهی چیزی که در ظاهر می‌بینیم فداکاری و ازخودگذشتگی است، اما دلیل این رفتار در افراد مختلف یکسان نیست. دو نفر ممکن است هر دو همیشه نیازهای دیگران را به خودشان ترجیح دهند، اما یکی از ترسِ تنها ماندن این کار را انجام دهد و دیگری از ترس ناراحت کردن دیگران.به همین دلیل، گاهی رفتارهای ایثارگرانه می‌توانند با طرحواره‌های دیگری همراه باشند یا حتی راهی برای کنار آمدن با آن‌ها باشند:رهاشدگی: فرد از خودش می‌گذرد تا رابطه را حفظ کند: “اگر همیشه کنارش باشم و نیازهایش را برآورده کنم، شاید ترکم نکند.”نقص و شرم: فرد ممکن است در عمق وجودش احساس کند به‌اندازه کافی ارزشمند نیست و با مفید بودن برای دیگران تلاش کند ارزشمندی خود را تجربه کند: “وقتی دیگران به من نیاز دارند، یعنی من ارزشمندم.”
محرومیت هیجانی: کسی که سال‌ها به نادیده گرفته شدن نیازهای خودش عادت کرده، ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که: “نیازهای من قرار نیست برآورده شوند؛ پس بهتر است چیزی نخواهم و به دیگران برسم.”
تأییدطلبی:
گاهی فداکاری راهی برای گرفتن محبت و تأیید است: “اگر همیشه مهربان، فداکار و در دسترس باشم، دوستم خواهند داشت.”اطاعت: در اینجا فرد بیشتر از آنکه نگران رنج دیگری باشد، از پیامد مخالفت می‌ترسد: “اگر نه بگویم، عصبانی یا ناراحت می‌شود و ممکن است رابطه‌مان آسیب ببیند.”
معیارهای سخت‌گیرانه: بعضی افراد باور دارند که همیشه باید مسئول، قابل‌اعتماد و فداکار باشند. برای آن‌ها “نه گفتن”، استراحت کردن یا در اولویت قرار دادن خود می‌تواند به معنای کوتاهی و خودخواهی باشد.

چرا “دستم نمک ندارد”؟ چرا هرچقدر محبت می‌کنم، باز هم دیگران با من بد رفتار می‌کنند؟
فرد ایثارگر معمولاً زیاد می‌دهد، کم می‌خواهد و دیر اعتراض می‌کند. بارها کوتاه می‌آید، مسئولیت دیگران را به دوش می‌کشد، در دسترس است و حتی زمانی که ناراحت می‌شود، برای حفظ حال خوب طرف مقابل سکوت می‌کند.اما محبت زیاد، به‌خودی‌خود باعث نمی‌شود دیگران قدرشناس‌تر یا رابطه سالم‌تر شود. وقتی فرد مرتب از مرزهای خودش عبور می‌کند، ممکن است اطرافیان به این میزان از توجه و فداکاری عادت کنند و چیزی که روزی لطف بوده، به‌تدریج به یک انتظار تبدیل شود.از طرف دیگر، فرد ایثارگر گاهی نیازهای خودش را واضح بیان نمی‌کند، اما در درونش انتظار
دارد دیگری متوجه فداکاری‌هایش شود و همان اندازه به او توجه کند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد، احساس می‌کند: “من این همه برایش انجام دادم؛ پس چرا او برای من انجام نمی‌دهد؟”گاهی هم طرحواره باعث می‌شود فرد وارد رابطه‌هایی شود که در آن نقش‌ها از ابتدا نامتوازن‌اند: یک نفر دائماً می‌دهد و دیگری بیشتر دریافت می‌کند. این الگو می‌تواند افراد خودمحور، نیازمند یا کسانی را که مرزهای دیگران را چندان رعایت نمی‌کنند، در رابطه نگه دارد.پس مسئله لزوماً این نیست که “دست شما نمک ندارد”؛ مسئله می‌تواند الگویی باشد که در آن محبت با ازخودگذشتگی افراطی، مرزهای ضعیف و نادیده گرفتن نیازهای خود همراه شده است.فرد ایثارگر معمولاً باید یک تفاوت مهم را یاد بگیرد:رابطه سالم با بیشتر دادن ساخته نمی‌شود؛ با تعادل میان دادن و گرفتن، داشتن مرز و امکان بیان نیازهای هر دو نفر ساخته می‌شود.

افراد دارای طرحواره ایثار در رابطه جذب چه کسانی می‌شوند؟
افراد ایثارگر لزوماً آگاهانه دنبال آدم‌های ناسالم نمی‌روند. اما طرحواره می‌تواند باعث شود بعضی افراد برایشان آشناتر و جذاب‌تر به نظر برسند؛ به‌خصوص کسانی که به مراقبت، حمایت یا نجات دادن نیاز دارند. در چنین رابطه‌ای، فرد ایثارگر خیلی زود نقش آشنای خودش را پیدا می‌کند: “من مراقب تو هستم.”آن‌ها ممکن است بیشتر درگیر رابطه با این افراد شوند:افراد نیازمند و وابسته: کسانی که برای تصمیم‌گیری، حل مشکلات یا مدیریت زندگی مرتب به دیگری تکیه می‌کنند. فرد ایثارگر کنار آن‌ها احساس مفید و ضروری بودن می‌کند.افراد آسیب‌دیده یا گرفتار: فردی با مشکلات عاطفی، خانوادگی، مالی یا شخصی می‌تواند میل شدید ایثارگر به کمک و نجات دادن را فعال کند: “اگر کنارش بمانم، می‌توانم حالش را بهتر کنم.”
افراد خودمحور یا طلبکار: کسانی که دریافت کردن برایشان راحت‌تر از دادن است، می‌توانند با فردی که زیاد می‌دهد و کم مطالبه می‌کند، رابطه‌ای مکمل اما ناسالم بسازند.افراد کنترل‌گر: اگر ایثار با اطاعت همراه باشد، فرد ممکن است مدت بیشتری در رابطه‌ای بماند که طرف مقابل خواسته‌های خودش را مقدم می‌داند؛ چون مخالفت کردن و ناراحت کردن دیگری برای او دشوار است.افراد از نظر هیجانی کم‌دسترس: گاهی فرد ایثارگر وارد رابطه‌ای می‌شود که باز هم نیازهای عاطفی خودش در آن کمتر دیده می‌شود. او به‌جای پرسیدن “این رابطه چه چیزی به من می‌دهد؟” بیشتر درگیر این می‌شود که “من چه کاری می‌توانم برای او انجام دهم؟”
اما مسئله فقط این نیست که فرد ایثارگر جذب چه کسی می‌شود؛ مهم‌تر این است که از چه کسی به‌سختی جدا می‌شود. احساس گناه و مسئولیت باعث می‌شود حتی وقتی رابطه یک‌طرفه و فرساینده شده، با خودش بگوید:
“اگر من رهایش کنم، چه کسی مراقبش خواهد بود؟”
و همین‌جا چرخه‌ای شکل می‌گیرد که یک نفر بیشتر و بیشتر می‌گیرد و دیگری بیشتر و بیشتر از خودش می‌گذرد.
چرا افراد ایثارگر اغلب احساس تنهایی می‌کنند؟فرد ایثارگر معمولاً برای همه هست، اما کمتر اجازه می‌دهد کسی برای او باشد. او شنونده است، مراقبت می‌کند، مشکلات دیگران را حل می‌کند و نیازهایشان را زود می‌فهمد؛ اما نیازهای خودش را یا بیان نمی‌کند یا آن‌قدر کوچک می‌شمارد که دیگران فرصت شناختن آن‌ها را پیدا نمی‌کنند.به مرور رابطه‌ها یک‌طرفه می‌شوند: همه او را به‌عنوان فرد قوی، حامی و همیشه در دسترس می‌شناسند، نه کسی که خودش هم گاهی نیاز به تکیه کردن دارد.از طرفی، ایثارگر ممکن است در دل انتظار داشته باشد دیگران بدون اینکه چیزی بگوید، همان‌طور که او نیازهای آن‌ها را می‌فهمد، نیازهایش را بفهمند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد، احساس نادیده‌گرفته‌شدن و تنهایی عمیق‌تر می‌شود.تناقض دردناک طرحواره ایثار همین‌جاست:فرد ممکن است اطرافش پر از آدم باشد، اما احساس کند هیچ‌کس واقعاً او را نمی‌بیند؛ چون سال‌ها خودش را پشت نقش “مراقب دیگران” پنهان کرده است.

“اگر من برایش اینکار را نکنم، پس چه کسی انجام بدهد؟”
“پسرمه؛ می‌دونم قدر حمایت‌هام رو نمی‌دونه، ولی مگه می‌تونم حمایتش نکنم؟”
“مادرمه؛ خودم هم الان به این پول نیاز دارم، ولی بهش نرسم چی؟ جز من کسی رو نداره.”
“می‌دونم خسته‌ام، می‌دونم دیگه توانش رو ندارم، ولی اگر من انجام ندم، کی انجام بده؟
”این جمله‌ها یک نقطه مشترک دارند احساس مسئولیت بیش از حد در برابر نیازهای دیگران.فرد ایثارگر معمولاً نیاز خودش را هم می‌بیند؛ می‌داند خسته است، پولش را لازم دارد، از رابطه آسیب دیده یا حمایتش یک‌طرفه شده است. اما همین که قرار است خودش را انتخاب کند، صدای دیگری بلندتر می‌شود:”اما اون چی؟”و همین “اما اون چی؟” بارها باعث می‌شود نیاز دیگری دوباره از نیاز خودش جلو بزند. مشکل در دوست داشتن یا حمایت کردن نیست؛ مشکل از جایی شروع می‌شود که فرد احساس می‌کند حق انتخاب ندارد و موظف است از خودش بگذرد.
شاید خواندن این بخش کمی دردناک باشد می‌فهمم که خواندن این مقاله ممکن است غمگینت کرده باشد یا دلت را گرفته باشد. شاید سال‌ها به خودت بابت این همه سخاوت، فداکاری و محبت بی‌چشم‌داشت افتخار کرده‌ای و آن را یکی از زیباترین ویژگی‌های خودت دانسته‌ای.و واقعاً هم مهربانی، سخاوت و توانایی مراقبت از دیگران ویژگی‌های ارزشمندی هستند. درد از جایی شروع می‌شود که برای مراقبت از دیگران، بارها از خودت گذشته باشی؛ نیازهایت را عقب انداخته باشی، خواسته‌هایت را نگفته باشی و آن‌قدر “دیگران” را دیده باشی که خودت کم‌کم از تصویر محو شده باشی.شاید دردناک‌تر این باشد که بعد از این همه دادن، بارها با خودت گفته باشی:”پس چرا کسی من را آن‌طور که من دیگران را می‌بینم، نمی‌بیند؟”اما اینجا می‌خواهم یک سؤال مهم از تو بپرسم:وقتی خودت سال‌ها به دیگران یاد داده‌ای که نیازهای تو می‌توانند صبر کنند، چطور انتظار داری آن‌ها بدانند نیازهای تو هم باید در اولویت قرار بگیرند؟وقتی همیشه گفته‌ای “من مشکلی ندارم”، “تو اول”، “من خودم حلش می‌کنم”، “نگران من نباش” و “اگر من انجام ندم، کی انجام بده؟”، دیگران هم ممکن است به همین نسخه از تو عادت کنند؛ کسی که همیشه می‌دهد، همیشه می‌فهمد و ظاهراً چیزی نمی‌خواهد.ممکن است تو را “مهربان”، “سخاوتمند”، “فداکار” و “خوش‌قلب” بدانند و واقعاً هم تحسینت کنند؛ اما وقتی نوبت به نیازهای تو می‌رسد، همان کاری را انجام دهند که سال‌ها خودت انجام داده‌ای:اول نیازهای خودشان را ببینند و بعد، اگر چیزی باقی ماند، به تو فکر کنند.این به معنای مقصر بودن تو در خودخواهی یا بدرفتاری دیگران نیست؛ هرکس مسئول رفتار خودش است. اما تو می‌توانی سهم خودت را در تغییر این الگو به دست بگیری.شاید وقتش رسیده همان‌قدر که مراقب دیگرانی، مراقب خودت هم باشی.نه اینکه کمتر دوستشان داشته باشی؛بلکه بالاخره خودت را هم یکی از آدم‌هایی بدانی که ارزش مراقبت کردن دارد. شاید وقتش رسیده کمی نگاهت را از دیگران برداری و به خودت برگردانی. ببین برای کسانی که دوستشان داری با جان و دل چه کارهایی انجام می‌دهی؛ چقدر حواست به خستگی‌شان هست، چقدر نیازهایشان را جدی می‌گیری، چقدر برای آرامش و حال خوبشان تلاش می‌کنی.حالا از خودت بپرس:چقدر از همین مراقبت را برای خودم انجام می‌دهم؟شاید قرار نیست مهربانی و سخاوتت را کنار بگذاری. شاید فقط لازم است خودت را هم به فهرست آدم‌هایی اضافه کنی که با جان و دل از آن‌ها مراقبت می‌کنی.

راهکار برای تغییر طرحواره ایثار

۱. نیازهای خودت را دوباره بشناس
فرد ایثارگر آن‌قدر به خواسته‌های دیگران توجه کرده که گاهی حتی نمی‌داند خودش چه می‌خواهد. چند بار در روز از خودت بپرس: “الان من چه احساسی دارم؟ چه می‌خواهم؟ به چه چیزی نیاز دارم؟” نیازهای تو هم به اندازه نیازهای دیگران اهمیت دارند.

۲. بین “کمک کردن” و “مجبور بودن به کمک” تفاوت بگذار
قبل از اینکه مثل همیشه سریع بگویی “باشه، من انجامش می‌دم”، مکث کن و از خودت بپرس: “واقعاً می‌خواهم این کار را انجام بدهم یا اگر انجامش ندهم احساس گناه می‌کنم؟” کمک سالم از روی انتخاب است، نه اجبار و عذاب وجدان

۳. نه گفتن و تحمل ناراحتی دیگران را تمرین کن
از موقعیت‌های کوچک شروع کن. قرار نیست همه از تصمیم‌های تو راضی باشند. ممکن است کسی از “نه” شنیدن ناراحت یا دلخور شود و این برای فرد ایثارگر سخت است؛ اما یادت باشد ناراحتی دیگران همیشه به این معنا نیست که تو کار اشتباهی کرده‌ای.
هدف درمان این نیست که کمتر مهربان شوی؛ قرار است همان توجه و مراقبتی را که سال‌ها بی‌دریغ به دیگران داده‌ای، کم‌کم به خودت هم بدهی.

آیا می‌توان طرحواره ایثار را بدون کمک درمانگر تغییر داد؟
خودیاری می‌تواند شروع تغییر باشد؛ اما وقتی می‌دانید چه باید بکنید و باز هم نمی‌توانید متفاوت عمل کنید، درمان می‌تواند همان حلقه‌ی گمشده باشد.طرحواره‌ها را می‌توان شبیه موجوداتی زنده تصور کرد؛ الگوهایی که سال‌ها با ما زندگی کرده‌اند و برای بقای خود تلاش می‌کنند. به همین دلیل، صرفِ شناختن یک طرحواره همیشه برای تغییر آن کافی نیست.مطالعه، شرکت در کلاس‌های آموزشی و انجام تمرین‌های خودیاری قطعاً می‌توانند کمک‌کننده باشند. اما طرحواره‌ها معمولاً پیچیده‌اند؛ ممکن است چند طرحواره هم‌زمان فعال باشند و یکدیگر را تقویت کنند.از طرفی ذهن ما توانایی زیادی در منطقی جلوه دادن رفتارهای طرحواره‌ای دارد. گاهی با عقلانی‌سازی برای تصمیمی که از همان الگوی قدیمی آمده، دلایل بسیار قانع‌کننده پیدا می‌کنیم:”مادرمه، چطور می‌تونم کمکش نکنم؟”“بچه‌مه، وظیفه‌مه هر کاری از دستم برمیاد براش انجام بدم.”“این بار واقعاً شرایطش فرق داره.”در چنین شرایطی ممکن است تصور کنیم در حال تغییر طرحواره‌ایم، درحالی‌که ناخواسته همان الگوی قدیمی را با استدلال‌های تازه ادامه می‌دهیم.به همین دلیل، کمک گرفتن از یک طرحواره‌درمانگر مت
خصص می‌تواند در این مسیر بسیار کمک‌کننده باشد؛ کسی که کمک می‌کند جاهایی را ببینیم که طرحواره، دیدنشان را برای خودمان دشوار کرده است.
چرا تغییر طرحواره ایثار این‌قدر سخت است؟
تغییر طرحواره ایثار سخت است، چون فرد معمولاً قرار نیست یک رفتار “بد” را کنار بگذارد؛ قرار است رفتاری را تغییر دهد که سال‌ها آن را مهربانی، فداکاری، مسئولیت‌پذیری و حتی بخشی از هویت خودش می‌دانسته است.وقتی فرد ایثارگر می‌خواهد برای اولین بار خودش را در اولویت قرار دهد، معمولاً با یک مانع جدی روبه‌رو می‌شود: احساس گناه. نه گفتن، کمک نکردن یا انتخاب نیاز خودش ممکن است در ذهن او با “خودخواه بودن”، “بی‌معرفتی” یا “رها کردن دیگری” برابر شود.از طرف دیگر، محیط هم همیشه از تغییر او استقبال نمی‌کند. کسانی که سال‌ها به در دسترس بودن، حمایت و ازخودگذشتگی او عادت کرده‌اند، ممکن است در برابر مرزهای جدیدش مقاومت کنند و بگویند: “تو قبلاً این‌طوری نبودی!” همین واکنش‌ها دوباره طرحواره و احساس گناه را فعال می‌کنند.و شاید سخت‌ترین قسمت این باشد که فرد ایثارگر برای تغییر باید چیزی را تحمل کند که تمام عمر تلاش کرده از آن جلوگیری کند:اینکه گاهی کسی از او ناراحت شود، ناامید شود یا حتی فکر کند دیگر مثل گذشته “فداکار” نیست.درمان ایثار یعنی کمتر مهربان شدن نیست؛ یعنی یاد بگیری برای مراقبت از دیگران، دیگر مجبور نباشی خودت را کنار بگذاری.

نقل‌قول از بزرگان روان‌شناسی درباره طرحواره ایثار
جفری یانگ | بنیان‌گذار طرحواره‌درمانی”ایثار یعنی تمرکز افراطی و داوطلبانه بر برآورده کردن نیازهای دیگران، به بهای نادیده گرفتن نیازها و رضایت خود.”
وندی بهاری | طرحواره‌درمانگر برجسته آمریکایی :”مسئولیت تو این نیست که دیگری را درست کنی؛ مسئولیت تو این است که از خودت مراقبت کنی.”
اکهارد رودیگر | طرحواره‌درمانگر آلمانی : از دیدگاه او، سلامت روان زمانی شکل می‌گیرد که بتوانیم میان ارتباط و توجه به دیگران و خودمختاری، مرزبندی و بیان نیازهای خود تعادل برقرار کنیم.
بئاتریس اِن‌جی‌کسلر | متخصص طرحواره‌درمانی بین‌فرهنگی : در فرهنگ‌های جمع‌گرا، تأکید زیاد بر فداکاری و حفظ هماهنگی جمع می‌تواند باعث شود نیازهای دیگران بر نیازها و خواسته‌های فردی مقدم شوند.
از پژوهش‌های بین‌المللی درباره طرحواره ایثار :یکی از باورهایی که به‌خوبی منطق درونی ایثار را نشان می‌دهد این است:”من آدم خوبی هستم، چون بیشتر از خودم به دیگران فکر می‌کنم.” گاهی فرد احساس می‌کند با تغییر این الگو، نه فقط یک عادت، بلکه بخشی از تعریف خودش از “آدم خوب بودن” را از دست می‌دهد.

برای درک بهتر طرحواره ایثار چه فیلم‌هایی ببینیم؟

Encanto (افسون)
– 2021شخصیت “لوئیزا” همیشه قوی است، بار دیگران را به دوش می‌کشد و ارزش خودش را در مفید بودن می‌بیند؛ تصویری ملموس از این باور: “اگر من انجامش ندهم، پس چه کسی انجام دهد؟”
The Joy Luck Club (باشگاه خوش‌شانسی) – 1993روایتی عمیق از فداکاری، احساس وظیفه و روابط مادر و دختر؛ جایی که گاهی عشق با ازخودگذشتگی، احساس گناه و نادیده گرفتن نیازهای خود گره می‌خورد.این دو فیلم می‌توانند کمک کنند طرحواره ایثار را نه فقط بشناسید، بلکه در روابط و احساسات شخصیت‌ها ببینید و لمس کنید.

برای درک بهتر طرحواره ایثار چه کتاب‌هایی بخوانیم؟

زندگی خود را دوباره بیافرینید
– جفری یانگ و جنت کلوسکویکی از بهترین کتاب‌ها برای شناخت تله‌های زندگی؛ کمک می‌کند بفهمید چرا بعضی الگوهای دردناک را بارها در روابط تکرار می‌کنیم و چرا تغییرشان دشوار است.

وقتی زیادی عشق می‌ورزیم – رابین نوروودبرای لمس جنبه رابطه‌ای ایثار بسیار خواندنی است؛ درباره افرادی که آن‌قدر درگیر مراقبت، نجات دادن و تغییر دیگری می‌شوند که خودشان و نیازهایشان را فراموش می‌کنند.

دیگر وابسته نباشید (Codependent No More) – ملودی بیتیکتابی درباره مرز میان مراقبت سالم و مسئول دانستن خود برای زندگی و حال دیگران؛ به‌ویژه برای کسانی که مدام با خودشان می‌گویند: “اگر من کمکش نکنم، پس چه کسی کمکش کند؟”این کتاب‌ها الزاماً همگی کتاب تخصصی درباره “طرحواره ایثار” نیستند، اما برای دیدن و لمس کردن الگوی ایثار، نجات‌گری و نادیده گرفتن خود در روابط بسیار مرتبط‌اند.

و در پایان یک لحظه تصور کن هیچ اجباری نداری که مراقب دیگران باشی.تصور کن همه حالشان خوب است، جایشان امن است و هیچ‌کس به کمک تو نیاز ندارد.حالا فقط تو مانده‌ای و خودت.به خودت توجه کن؛ به احساست، به نیازهایت، به آرزوها و رویاهات اگر از امروز به بعد دیگر مجبور نباشی از کسی مراقبت کنی، چطور زندگی می‌کنی؟برای خودت چه کارهایی می‌کنی؟وقت و انرژی‌ و پولت را صرف چه چیزهایی می‌کنی؟چه چیزی را به زندگی‌ات اضافه می‌کنی ؟

آماده‌اید درباره شرایط خود با یک روانشناس صحبت کنید؟

اگر احساس می‌کنید موضوع مطرح‌شده در این مقاله با شرایط شما یا یکی از عزیزانتان مرتبط است، گفت‌وگو با یک روانشناس متخصص می‌تواند اولین قدم مؤثر برای بهبود باشد.

روانشناس مناسب خود را پیدا کنید

تخصص، سابقه، رویکرد درمانی و حوزه فعالیت روانشناسان روانلی را بررسی کنید.

هنوز تصمیم نگرفته‌اید؟

مطالعه مقالات علمی بیشتر می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه شما کمک کند.

سؤال کوتاهی دارید؟

در کمتر از یک دقیقه پیام خود را ارسال کنید تا تیم روانلی شما را راهنمایی کند.

توجه :

محتوای منتشرشده در روانلی با هدف افزایش آگاهی، آموزش عمومی و ارتقای سواد سلامت روان تهیه می‌شود و جایگزین ارزیابی، تشخیص یا درمان تخصصی توسط روانشناس یا روانپزشک نیست.

اگر علائمی مانند اضطراب، افسردگی، استرس مزمن، وسواس، حملات پانیک، مشکلات عاطفی و زناشویی، تعارض‌های خانوادگی، فرزندپروری، اختلالات رفتاری کودکان، سوگ، مهاجرت، فرسودگی شغلی، اختلال خواب، افکار آسیب به خود یا هر مشکل روانشناختی دیگری باعث اختلال در کیفیت زندگی، روابط یا عملکرد روزانه شما شده است، توصیه می‌شود از روانشناسان و متخصصان سلامت روان کمک تخصصی دریافت کنید. مراجعه به‌موقع می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از تشدید مشکلات و بهبود کیفیت زندگی داشته باشد.



درباره مقاله :

مقالات روانلی با همکاری روانشناسان، مشاوران و متخصصان سلامت روان و بر پایه جدیدترین پژوهش‌های علمی، راهنماهای بالینی معتبر و رویکردهای مبتنی بر شواهد (Evidence-Based) تهیه و بازبینی می‌شوند.

تمرکز محتوای روانلی بر موضوعاتی مانند روانشناسی، سلامت روان، اضطراب، افسردگی، روابط عاطفی و زوج‌درمانی، ازدواج و خانواده، فرزندپروری، تربیت کودک و نوجوان، والدگری آگاهانه، مهاجرت، عزت‌نفس، خودشناسی، سبک زندگی، هوش هیجانی، مدیریت استرس، اختلالات روانشناختی، درمان‌های روانشناختی، رشد فردی، مهارت‌های زندگی، سوگ، تروما و سلامت روان در عصر هوش مصنوعی است.

هدف ما تولید محتوایی دقیق، قابل اعتماد و کاربردی است تا مخاطبان بتوانند با تکیه بر اطلاعات علمی، تصمیم‌های آگاهانه‌تری برای سلامت روان، روابط و کیفیت زندگی خود بگیرند. تمامی مقالات پیش از انتشار توسط سردبیر علمی و سوپروایزر تیم روانشناسی روانلی از نظر دقت علمی، اعتبار منابع و کیفیت محتوا بررسی می‌شوند.



همراه شما در مسیر سلامت روان

برای انتخاب روانشناس مناسب نیاز به راهنمایی دارید؟