دانش آموزان به سبب داشتن مشغولیت با تكالیف درسی بـه نوعی شاغل محسوب شده و تحصیلات میتواند برخی از نیازهای اساسی آدمی نظیر تحرك روانی و بدنی، تماس اجتماعی، احساسات خود ارزشمندی، اعتماد و توانمندی را ارضا كند؛ با وجود این، تحصیل نیز میتواند منبع فشار عمدهای باشد (پاول 1998، به نقل از رنجبر سیوکی، 1394). فرسودگی واژهای برای توصیف دگرگونیهای نگرش، روحیه، رفتار، در جهت منفی و رویارویی با فشارهای روانی مربوط به كار است. این فرسودگی بیشتر در کارهایی پدید میآید كه افراد میزان زیادی از ساعات كاری را در ارتباط نزدیك با سایر مردم میگذرانند (چانگ و همکاران، 2015).
مسلچ و اسچافلی (2008 به نقل از لین و هوانگ، 2013) فرسودگی را به عنوان یك سندرم روانشناسی با سه بعد مشخص میكند:
خستگی عاطفی: كه شامل استرس، تهی شدن از عاطفه شخصی و توان بدنی میباشد.
دگرگونی شخصیت: كه شامل افسردگی، کنارهگیری بیش از اندازه و بیتفاوتی نسبت به کار یا درس میباشد. فقدان كارایی :كه شامل احساس عدم سودمندی، کارایی كم و احساس بیکفایتی میباشد.
حجم درسی زیاد، ناكافی بودن كنترل و استقلال عمل روی فعالیتها، فقدان پاداش فراخور تکالیف فردی، كه این پاداش میتواند گاه جنبه کلامی و غیرکلامی و گاه جنبه اجتماعی داشته باشد، نداشتن روابط اجتماعی و ارتباط مثبت و همدلی با همکلاسیها، تبعیض در محیط مدرسه و کلاس، فقدان انصاف و احساس بدگمانی در کلاس درس، جو بسته و ناسالم و تعارض ارزشها از عوامل مؤثر در فرسودگی تحصیلی است (مسلچ، شافلی و لیتر، 2001).
سایو، باکر و ژیانگ (2014) عنوان كردند دانشآموزانی كه از فرسودگی تحصیلی رنج میبرند از لحاظ هیجانی خستهاند، انگیزه آنها در تحصیل كم است و انرژی و شور و هیجان اندكی برای انجام دادن تکالیف دارند. فرسودگی تحصیلی نه فقط در زندگی علمی دانش آموزان تأثیر دارد، بلكه زندگی شخصی و اجتماعی آنها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. دانش آموزان فرسوده نسبت به همکلاسیهایشان رفتار منفی پیدا میکنند، اعتماد به نفس خود را از دست میدهند و به سبب احساس بیکفایتی و كاهش توانایی در انجام دادن تکالیف و امتحانات، تصمیم به ترك تحصیل میگیرند.
فرسودگی تحصیلی سبب به وجود آمدن احساس ناامیدی، ناتوانی، بد گمانی، رنجش و شكست میشود. این عکسالعملهای عصبی منجر به افسردگی میشوند. دانشآموزانی كه بر اثر محیط آموزشی فرسوده شدهاند، به طور مستقیم روی اطرافیان خود تأثیر منفی میگذارند و تحریکپذیر، ناامید و فرسـوده شـده و عملكـرد تحـصیلی پایینتری پیـدا میکنند (دادور، 1393).
بر اساس نظریه فرسودگی اسکافلی و بیکر (2002، به نقل از سوئلو و همکاران، 2015) میتوان گفت که فرسودگی تحصیلی شامل سه مؤلفهی خستگی هیجانی، بدبینی و فقدان کارایی است.
خستگی هیجانی بهصورت احساس و فشار بهویژه خستگی مزمن ناشی از کار بیش از اندازه در فعالیتهای درسی و بدبینی و مسخ شخصیت بهصورت نگرش بدبینانه و بیتفاوتی نسبت به کارهای مدرسه، فقدان علاقه نسبت به کارهای مربوط به تحصیل و بیمعنی پنداشتن آنها و بالاخره فقدان کارایی مربوط به مدرسه به حالاتی مانند احساس شایستگی پایین، پیشرفت پایین و فقدان احساس موفقیت در تکالیف تحصیلی و به طور کلی در مدرسه بروز داده میشود (مقدسی، 1391).
تاریخچه مفهوم فرسودگی
هرچند مسلچ و پاینز در توسعه مفهوم فرسودگی نقش مؤثری داشتهاند، ولی این مفهوم برای نخستین بار در دهه 70 میلادی توسط فروید نبرگر بیان شد (محمودی، 1395). فرسودگی واژه نسبتاً جدیدی است كه از آن برای توصیف پاسخهای انسان در حین انجام تکالیف در برابر استرسهای تجربه شده استفاده میشود و شامل واکنشهای روانی است كه افراد هنگام روبهرو شدن با استرسها از خود نشان میدهند (ژانگ، کلاسن و وانگ، 2013). فرسودگی پیامدی از فشار محیط آموزشی دائم و مكرر بوده و به عنوان فقدان انرژی و نشاط تعریف میشود؛ به طوری كه شخص احساس كسالت باری نسبت به تحصیل خود پیدا میکند، به عبارت دیگر شخص به علت عوامل درونی و بیرونی كه در محیط مدرسه وجود دارد احساس فشار میکند و این فشار، در نهایت به احساس فرسودگی تحصیلی تبدیل میشود و در این وضعیت احساس كاهش انرژی رخ میدهد. فرسودگی تحصیلی مرحلهای از خستگی و ناامیدی است و زمانی به وجود میآید كه فرد نتواند بر اهداف زندگی و اهداف تحصیلی خود فائق آید (حسینی و قاسمی دیزج، 1394).
تا سال 1980 فرسودگی منحصراً در آمریكا مطالعه میشد ولی کمکم توجه كشورهای دیگر به خصوص كشورهای انگلیسی زبان مثل كانادا، استرالیا و بریتانیا نیز به این پدیده جلب شد. سپس مقالات و کتابها به زبانهای دیگر ترجمه شد و در نیمه دوم سال 1980 ابزارهای پژوهش بهویژه پرسشنامه مسلچ به زبانهای فرانسوی، آلمانی، هندی، ایتالیایی، سوئدی، اسپانیایی و عربی ترجمه و مطالعات بین فرهنگی آغاز شد (محمودی، 1395).
به طور كلی مطالعات فرسودگی تحصیلی به دو مرحله قابل تقسیمبندی هستند؛ در مرحله نخست فرسودگی تحصیلی به عنوان یك مشكل اجتماعی مطرح و از طریق مشاهدات میدانی مفهومسازی شد كه در این مرحله بیشترین تأكید بر توصیفهای بالینی فرسودگی تحصیلی بود و مرحله دوم مطالعات فرسودگی تحصیلی نیز شامل پژوهشهای تجربی و نظاممند، بهویژه ارزیابی این پدیده در جوامع آماری مختلف بود (بوریتز ، 2005). در واقع پس از این دو مرحله بود كه نظریهها رشد یافته و مفهوم فرسودگی تحصیلی توسعه پیدا كرد، امروزه متغیر فرسودگی بـه موقعیتهای دیگری از جمله موقعیت آموزشی گسترش پیدا كرده اسـت و با عنوان فرسـودگی تحـصیلی نـام بـرده میشود (ایشاک و همکاران، 2013).