بررسی شناخت و اصلاح باورهای غیر منطقی در روابط بین فردی

چکیده؛


در دنیای امروزی نقش و تاثیر باورهای غیر منطقی در زندگی روزمره و به ویژه در کیفیت روابط بین فردی بر همگان واضح است.برای اصلاح روابط بین فردی خود باید این باورها را شناسایی کرده و باورهای منطقی را جایگزین آن ها کنیم. مطالعات نشان داده است که باورهای غیر منطقی عملکرد ادراکی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. از هر دیدگاهی که بخواهیم جامعه بشری را مورد مطالعه قرار دهیم چه بخواهیم تاریخچه تکاملی گسترده انسان را مطالعه کنیم یا رشد یک فرد را در نظر بگیریم ملزم هستیم نوع انسان را در بطن ارتباطات بین فردی او بررسی کنیم.در واقع ،نیاز انسان به احساس تعلق ،انگیزه ای با نفوذ ،قدرتمند و بسیار اساسی است.بدون ارتباط بین فردی متقابل،مثبت و عمیق نه بقای انسان میسر است و نه بقای گونه (یالوم ،1390).

ادراک فردی که دارای باورهای منطقی است اثر بخش تر و کاربردی تر از افرادی است که باورهای غیر منطقی دارند.مطالعات و پژوهش های بسیاری به نقش تفکر و باورها در ایجاد حالت های هیجانی در انسان اشاره کرده اند.از جمله رابطه بین باورهای غیر منطقی و اضطراب عمومی(جونز ،1968)

فوبیای اجتماعی ،اضطراب امتحان (کلدفرید ،1968)

اضطراب سخنرانی و رفتار تیپ A داشته است(دیویدوهمکاران،2005).

باورهای غیر منطقی افکار منفی هستند که برروان فرد سلطه دارند و عامل تعیین کننده نحوه تعبیر و تفسیر و معنی دادن به رویدادها و تنظیم کننده کیفیت و کمیت رفتارها و عواطف اند.باورهای غیر منطقی حقیقت ندارند و با واقعیت منطبق نیستند،باید و حکم برای فرد می آورند ،تعادل فرد را از بین می برند ،از ایجاد نظم جلوگیری می کنند و مانع مواجهه موفقیت آمیز با حوادث تخریب کننده می گردند (سلیمی ،1388).


باورهای غیر منطقی باعث اختلال های هیجانی می شوند ،همچنین باعث پاسخ های رفتاری منفی و ناکارآمد مانند خشم ،کناره گیری در روابط ،تکانشگری و عدم انعطاف پذیری می شود (بانکس ،زینونس 2008).بر اساس نظریه الیس،باورهای غیر منطقی موجب بروز اختلال های عاطفی و احساسی در روابط نیز می شود و انسان را از رسیدن به رشد و کمال در روابط فردی و اجتماعی باز میدارد (شفیع آبادی،1388).
برای سنجش و ارزیابی این باورهای غیر منطقی جونز ده باور اصلی غیر منطقی را معرفی کرده و آن ها را طی آزمون باورهای غیر منطقی جونز مورد سنجش قرار می دهد ،این باورها عبارتند از ؛


1.ضرورت تآیید و حمایت از جانب دیگران.

2.انتظار بیش از حد از خود.

3.تمایل به سرزنش.

4.واکنش به ناکامی.

5.بی مسولیتی عاطفی.

6.بیش نگرانی توآم با اضطراب.

7.اجتناب از مشکلات.

8.وابستگی به دیگران.

9.درماندگی نسبت به تغییر.

10.کمال گرایی (جونز،1968).


گروهی از صاحبنظران معتقدند که کاستی های مزمن در روابط بین فردی حاکی از مشکلات شخصیتی است ،از این رو افرادی که از مشکلات روابط بین فردی رنج می برند بیش از سایرین احتمال دارد که در معرض اختلالات شخصیتی قرار بگیرند (لطیفیان ،سیف ،1386).


شواهد قابل توجهی در دستند دال بر اینکه نبود روابط صمیمی و حمایت گر می تواند پیامدهای جدی جدی در بر داشته باشد.آمارهای شورای زندگی آمریکا(1978)به طرز حیرت آوری نشان می دهد که افراد تنها یا غیر وابسته احتمال بیشتری دارد که دچار مشکلات سلامتی از قبیل سکته ،سل ،سرطان ،الکلیسم و تصادف گردند.پایان یافتن یک رابطه صمیمی برای مثال بر اثر طلاق یا مرگ یکی از والدین ،دوستان یا همسر یکی از استرس آمیزترین تجارب زندگی می باشد (فرگاس ، 1373).
الیس از اصطلاح باورهای غیر منطقی و بک از شناخت های ناسازگارانه ،نگرش های کژکار یا در مورد افسردگی،از فرض های افسردگی استفاده می کنند ،اما هر دو در حقیقت به یک اختلال در تفکر اشاره دارند ،ویژگی نظری متمایز کننده نظریه آن ها این است که افراد نه به وسیله ی اتفاقات بلکه به واسطه دیدگاه های خشکی که از آن ها بر می گیرند دچار اختلال می شوند .این انعطاف ناپذیری به شکل باید ها ، اجبارها،خواسته ها و نیازهای بسیار قوی در می آ یند و متوجه سه هدف قرار می گیرند؛.خود،دیگران ودنیا. من باید ، تو (دیگران)باید و زندگی باید.
عقاید انعطاف ناپذیر بیشتر بر اساس آرزوهای ما هستند .ما به سمت برخی چیزها گرایش داشته و از برخی گریزانیم.بنابراین ما صرفا براساس استنتاج هایی که از دنیا داریم عمل نمیکنیم ،بلکه عقایدمان را درباره آن چیزی که استنباط کرده ایم نگه می داریم.این عقاید نسبت به استنتاج های ما اثر بیشتری بر چگونگی احساس و عمل ما دارند.ترجیحات ما در دامنه ای از ملایم تا بسیار شدید گسترده اند.براساس REBT توجیحات قوی تر ما به احتمال بیشتری تبدیل به باورهای انعطاف ناپذیر می شوند.در این رابطه بین یک باور انعطاف ناپذیر و یک خواسته قوی تفاوت وجود دارد (پروچسکا،نوراکس 1386).
نگه داشتن باورهای انعطاف ناپذیر نمایانگر تلاش ما برای قطعی ساختن وقوع برخی وقایع به صورت جادویی است و اگر در واقع باورهای ما چنین اثری داشتند حفظ آن ها معقول بنظر می رسید،اما چسبیدن به یک باور تآثیری بر واقعیت نداشته و تنها بر پاسخ ما به واقعیت تآثیر می گذارد.به طور معکوس ،حفظ باورهای انعطاف ناپذیر تلاش ما برای جلوگیری از وقوع برخی اتفاقات مشخص است.مثلا وقتی کسی باور دارد من باید در امتحان قبول شوم ،در واقع با این قطعیت به خود اطمینان می دهد که شکست اتفاق نمی افتد اما کاملا برایش قابل قبول نیست که این باور بتواند مانع از وقوع شکست شود.یعنی کاری را که برای آن طراحی شده انجام دهد به همین دلیل احساس اضطراب می کند (پروچسکا،2009).

انواع باورهای غیر منطقی؛
1.ضرورت تآیید و حمایت دیگران ؛ یعنی فرد بر این باور است که نیازمند تآیید و حمایت افرادی است که آن ها را می شناسد و یا به آن ها علاقه مند است.وابستگی به تآیید دیگران با عث می شود ،که فرد خودش را بخاطر این که آیا می تواند حمایت و تآیید دیگران را بدست آورد یا نه ،ناراحت و نگران کند.اگر این حمایت را بدست آورد آن گاه نگران از دست دادن آن خواهد بود.این نگرانی بر تصمیم و عملکرد فرد در زندگی تآثیر می گذارد.کسب تآیید و رضایت همه ،هدف غیرقابل دسترسی است.می توان این باور را جایگزین کرد که؛گرچه معمولا لذت بخش است که افراد مهم زندگی ام مرا دوست داشته باشند اما ضروری نیست (مومن زاده ،1381).
2.انتظارات بیش از حد از خود ؛ فرد بر این باور است که باید فردی موفق باشد و بتواند به اهداف خود دست یابند و در هر کاری که معتقد به انجام آن است دارای صلاحیت لازم می باشد،و داوریش راجع به شایستگی اش به عنوان یک فرد بر اساس انجام موفقیت آمیز کارهایش می باشد.(هیودی،1385-86). این باور نیز امکان پذیر نیست و تلاشی وسواسی در راه کسب آن ،فرد را به اضطراب می کشاند و به این ترتیب زندگی فرد اغلب با شکست همراه خواهد بود.این باور غیر منطقی را می توان با باور منعطف تر جایگزین کرد؛مطلوب است که من از وقت و انرژی خود به صورت کامل استفاده کرد و در کارهایم به نتایج مثبتی برسم اما ضرورت ندارد که صد در صد موفق شوم (مومن زاده،1381).
3.تمایل به سرزنش خود و دیگران ؛ یعنی فرد بر این باور است که مردرم از نظر خود شخص مستحق سرزنش شدن و مجازات شدن به خاطر اشتباهات خویش و اعمال بدی که انجام می دهند هستند
.(هیودی،1385-86). این سرزنش بیش از حد شامل خود فرد هم می شود. این باور غیر منطقی است زیرا معیار مطلقی برای درست و نادرست بودن وجود ندارد و انسان در انتخاب های خود کاملا آزاد نیست.تمام انسان ها مرتکب خطا و اشتباه می شوند.اشتباه یک فرد به معنای شرور بودن وی نیست (موون زاده،1381).

4.واکنش به ناکامی ؛ باور فرد بر این است که وقایع اگر آن گونه که می خواهیم نباشد ،بسیار فاجعه آمیز است.این باور غیر منطقی است زیرا ناکام شدن احساس طبیعی است ولی حزن و اندوه شدید و طولانی غیر منطقی است ،و نه تنها موجب تغییر موقعیت نمی شود بلکه آن را بدتر هم می کند.اما میتوان این باور منطقی را جایگزین کرد؛چنانچه مسائل زندگی مطابق میل و خواسته ی ما نباشد مصیبت بار و فاجعه آمیز است (مومن زاده،1381).
5.بی مسئولیتی عاطفی ؛ باور به این که بدبختی و ناراحتی فرد به وسیله ی عوامل بیرونی به وجود آمده است.و انسان توانایی کنترل غم و اندوه و مشکلات عاطفی خود را ندارد،یا حداقل تواناییش کم است.اگر فرد بپذیرد که احساسات و عواطف او تا اندازه ی زیادی نتیجه ی تلقین او به خودش است ،در این صورت منترل و تغییر آن ساده و امکان پذیر است.این باور بهتر است جایگزین باور مذکور شود؛غم و اندوه معمولا به وسیله ی عکس العمل درونی فرد غمگین ایجاد می گردد،نه به وسیله ی شرایط خارجی.(مومن زاده،1381).
6.دل مشغولی زیاد همراه با اضطراب ؛ باور به این که حوادث خطرناک و ترس آور موجب نهایت نگرانی می شود وفرد همواره باید بکوشد تا امکان به وقوع پیوستن آن ها را به تآخیر بیاندازد.این باور غیرمنطقی است زیرا که در اغلب مواقع نمی توان از وقوع حوادث غیرقابل پیش بینی جلوگیری کرد.نگرانی و ترس نتیجه ای نداشته و تنها مانع از مقابله منطقی با حوادث احتمالی می شود .می توان این باور غیر منطقی را با باورهای منطقی جایگزین کرد؛وقوع یک خطر سخت و مشکل است اما مصیبت بار نیست و می توان با آن مواجه شد (مومن زاده،1381).
7.اجتناب از مشکلات ؛ باور بر این که اجتناب و دوری از برخی مشکلات زندگی و مسئولیت های شخصی برای فرد آسان تر است از مواجه شدن با آن است.این باور غیر منطقی است ،چرا که از اجتناب از یک کار سخت ،دردناک تر از انجام آن است.به مشکلات و نارضایتی بعدی می انجامد و باعث کاهش اعتماد به نفس می شود .یک زندگی راحت لزوما یک زندگی شاد نیست،فرد منطقی آنچه را که باید انجام دهد ،بدون شکوه انجام می دهد و در عین حال از انجام کارهای دردناک و غیر لازم دوری می جوید.بهتر است این باور ،جانشین باور باور مذکور شود؛برای اینکه در زندگی آرامش کامل وجود داشته باشد و فرد به سطح بالایی از رضایت برسد،لازم است با مسئولیت ها و مشکلات روبه رو شود (مومن زاده،1381).
8. وابستگی ؛ باور به این که باید متکی به دیگران بود و بر انسان قوی تر دیگری تکیه کرد.این باور غیر منطقی است زیرا مادر عین حال که تا حدودی به دیگران متکی هستیم،دلیلی ندارد که بیش از اندازه وابسته شویم،زیرا وابستگی شدید به فقدان یا کاهش استقلال ،فردیت و خودشکوفایی می انجامد.وابستگی موجب وابستگی شدیدتر و ناامنی خاطر می شود.وقتی فردی به دیگری وابسته شد ،کنترل خود را به دیگری خواهد سپرد.بهتر این است که این باور را جایگزین کنیم؛در اغلب موارد بهتر است به فکرو عمل خود متکی باشیم (مومن زاده،1381).
9.ناامیدی نسبت به تغییر ؛ باور به این که تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی ،تعیین کننده مطلق رفتار کنونی هستند. وتجارب اثر گذاشته شده در تعیین رفتار کنونی به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت این باور غیر منطقی است چرا که ممکن است راه حل های گذشته به هیچ وجه برای مشکلات کنونی مناسب نباشد و چه بسا به عنوان بهانه ای مانع از تغییر رفتار شوند.فردی با تفکر منطقی ،در عین حال که گذشته را مهم می شمارد می تواند بابررسی اثرات رفتار گذشته و مورد سوال قرار دادن باورهای ناراحت کننده،برای تغییر رفتار کنونی خویش اقدام کند.در مقابل این باور غیر منطقی ،می توان این باور را داشت که ؛ممکن است به دلیل تجربیات گذشته تغییر یافتن مشکل باشد اما غیر ممکن نیست (مومن زاده،1381).
10.کمال گرایی ؛ باور به این که برای هر مشکلی فقط یک راه حل درست وکامل وجود دارد،که اگر انسان به آن دست نیاد ،بسیار وحشتناک خواهد بود.این باور غیر منطقی است ،زیرا هیچ گاه چنین راه حل کاملی وجود ندارد و تآکید بر یافتن این راه حل به اضطراب و ناراحتی می انجامد.از طرفی چنین گرایشی موجب بروز راه حل های ناقص خواهد شد.در مقابل این باور وجود دارد که؛ممکن است برای همه ی مشکلات یک راه حل کامل و بی نقص وجود نداشته باشد (مومن زاده،1381).
فرآیند درمان؛
فرآیند درمان عبارت است از ؛مشخص کردن عقاید نامعقولی که موجب نشانه های موجود می شود،مقابله کردن شدید با آن ها و جایگزین کردن آن ها با عقاید معقول تری که فلسفه موثر زندگی را تشکیل می دهند.درمانگران برای بالا بردن سطح آگاهی درمانجوبان از شیوه ی تفکر بچه گانه و پرتوقع به شیوه ی منطقی و تجربی پردازش کردن اطلاعات که مشخصه ی بزرگسال پخته و دانشمند مسئول است،با آن ها همکاری می کنند (پروچسکا،نورکراس،1385).

امروزه مهارت های تعاملی برای بسیاری از مردم بخش ضروری از پیشه ی حرفه ای و زندگی آن ها محسوب می شود .اصلاح باورهای غیر منطقی که می تواند در روابط اجتماعی و بین فردی افراد اثر بگذارد و افزایش رضایت و حمایت در روابط بین فردی می تواند پیش بینی کننده ی سلامت جسمانی و روانی و تآثیرگزار بر سایر حیطه ها باشد (فرگاس، 1373).

منابع انگلیسی؛
Banks Tachelle ,ziontspaul.REBT use with children and adodesents who have Emotional Behavioral Disorder in Educational setting.Journal of Rational Emotive Cognetive.27؛51-65.(2009).
Ellis.A,Sharper.R,A.(1997).Agaideto rational living.Engle wood,CA ؛ prentice Hall.
Ellis Treating the abrastive client with Rational Emotive therapy.psychology NO 1.,A (1978)
Jones.R.G.Afactorial measure of Ellis irrational belief system ,with personality and maladjasment correlates.Dissertation.Abstract International,29,43 ,70 B.43 ,80 B. University Microfilm.S,N.69-64,43.(1968).
منابع فارسی؛
پروچسکا،جیمز و نوراکس.جان سی.(2006).نظریه های روان درمانی . (ترجمه یحیی سید محمدی،1385) .تهران ؛ انتشارات رشد.
سلیمی،سیدحسین،رمضانی،آسیه و امیری،ماندانا.(1388).ارتباط باورهای غیر منطقی مادران با مشکلات رفتاری دختران دبیرستانی آن ها،فصلنامه روانشناسی کاربردی.سال 1،شماره 3.
شارف،ار،اس.(2003).نظریه های روان درمانی و مشاوره.(ترجمه مهرداد فیروزبخت،1383).تهران ؛ انتشارات خدمات فرهنگسرا.
فورگاس،جوزف(1993).روان شناسی تعامل میان فردی و اجتماعی.ترجمه(مهرداد فیروزبخت،خشایار بیگی،1373).تهران؛انتشارات ارجمند.
کری،جرالد.(2011).نظریه ها و کاربست مشاوره و روان درمانی.(ترجمه سید محمدی،یحیی،1390).تهران ؛انتشارات ارسباران.
مومن زاده،فرید.(1381).ارتباط تفکرات غیر منطقی و الگوهای وابستگی با سازگاری زناشویی.پایان نامه کارشناسی ارشد.دانشگاه علو پزشکی.شهید بهشتی.
مومن زاده،فرید.مظاهری،محمد علی.حیدری،محمود.(1384).ارتباط تفکرات غیر منطقی و الگوی دلبستگی با سازگاری زناشویی.فصلنامه خانواده پژوهی،1-4.
یالوم ،ای.(2002).هنر درمان.(ترجمه سپیده حبیب،1385).تهران ؛ انتشارات کاروان.

 

آماده‌اید درباره شرایط خود با یک روانشناس صحبت کنید؟

اگر احساس می‌کنید موضوع مطرح‌شده در این مقاله با شرایط شما یا یکی از عزیزانتان مرتبط است، گفت‌وگو با یک روانشناس متخصص می‌تواند اولین قدم مؤثر برای بهبود باشد.

روانشناس مناسب خود را پیدا کنید

تخصص، سابقه، رویکرد درمانی و حوزه فعالیت روانشناسان روانلی را بررسی کنید.

هنوز تصمیم نگرفته‌اید؟

مطالعه مقالات علمی بیشتر می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه شما کمک کند.

سؤال کوتاهی دارید؟

در کمتر از یک دقیقه پیام خود را ارسال کنید تا تیم روانلی شما را راهنمایی کند.

توجه :

محتوای منتشرشده در روانلی با هدف افزایش آگاهی، آموزش عمومی و ارتقای سواد سلامت روان تهیه می‌شود و جایگزین ارزیابی، تشخیص یا درمان تخصصی توسط روانشناس یا روانپزشک نیست.

اگر علائمی مانند اضطراب، افسردگی، استرس مزمن، وسواس، حملات پانیک، مشکلات عاطفی و زناشویی، تعارض‌های خانوادگی، فرزندپروری، اختلالات رفتاری کودکان، سوگ، مهاجرت، فرسودگی شغلی، اختلال خواب، افکار آسیب به خود یا هر مشکل روانشناختی دیگری باعث اختلال در کیفیت زندگی، روابط یا عملکرد روزانه شما شده است، توصیه می‌شود از روانشناسان و متخصصان سلامت روان کمک تخصصی دریافت کنید. مراجعه به‌موقع می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از تشدید مشکلات و بهبود کیفیت زندگی داشته باشد.



درباره مقاله :

مقالات روانلی با همکاری روانشناسان، مشاوران و متخصصان سلامت روان و بر پایه جدیدترین پژوهش‌های علمی، راهنماهای بالینی معتبر و رویکردهای مبتنی بر شواهد (Evidence-Based) تهیه و بازبینی می‌شوند.

تمرکز محتوای روانلی بر موضوعاتی مانند روانشناسی، سلامت روان، اضطراب، افسردگی، روابط عاطفی و زوج‌درمانی، ازدواج و خانواده، فرزندپروری، تربیت کودک و نوجوان، والدگری آگاهانه، مهاجرت، عزت‌نفس، خودشناسی، سبک زندگی، هوش هیجانی، مدیریت استرس، اختلالات روانشناختی، درمان‌های روانشناختی، رشد فردی، مهارت‌های زندگی، سوگ، تروما و سلامت روان در عصر هوش مصنوعی است.

هدف ما تولید محتوایی دقیق، قابل اعتماد و کاربردی است تا مخاطبان بتوانند با تکیه بر اطلاعات علمی، تصمیم‌های آگاهانه‌تری برای سلامت روان، روابط و کیفیت زندگی خود بگیرند. تمامی مقالات پیش از انتشار توسط سردبیر علمی و سوپروایزر تیم روانشناسی روانلی از نظر دقت علمی، اعتبار منابع و کیفیت محتوا بررسی می‌شوند.



همراه شما در مسیر سلامت روان

برای انتخاب روانشناس مناسب نیاز به راهنمایی دارید؟