طرحواره محرومیت هیجانی

چرا هر چه بیشتر محبت میکنم کمتر محبت میبینم ؟
کاش فقط یکی بود همانطور که من عاشقانه دوستش داشتم ، مرا دوست میداشت.
شاید یکی از دردناکترین بخشهای زندگی آنجایی باشد که احساس کنی در دنیایی بیگانه تنهامانده ای و هیچ کس تو را نمیخواهد ، همه تو را با محبت و خوش قلب و دوست داشتنی بدانند ولی برایت قدمی برندارند
شاید از خودت سوال کنی چرا هیچ کسی واقعاً مرا دوست ندارد ، چرا هیچکس مرا درک نمیکند ،
چرا با وچود اینکه صد خودم را در رابطه میگذارم همیشه باید خودم تنها مشکلاتم را حل کنم
واقعا دلیل این همه بی مهری و سردی در زندگی چیست ؟
اگر هنگام خواندن این سطرح ها احساس کردی بسیاری از این سوالات برایت آشناست ، شاید بد نباشد با یکی از عمیق ترین الگوهای روانشناختی آشنا شوی ، الگویی که در طرحواره درمانی به آن طرحواره ی محرومیت عاطف / هیجانی میگویند .

طرحواره محرومیت هیجانی چیست ؟
باور عمیق که نیازهای عاطفی من هیچوقت به اندازه کافی دیده، فهمیده یا حمایت نمی‌شوند.
فرض کن همیشه تشنه‌ای، اما هر لیوان آبی که بهت می‌دن یا فقط یک جرعه دارد یا اصلاً به لبت نمی‌رسد. حتی وقتی دیگران واقعاً محبت می‌کنند، باورت نمی‌شود یا ته دلت می‌گویی: این یکی هم زود تموم میشه.
افرادی که تله زندگی محرومیت هیجانی در آن‌ها فعال است همواره احساس مبهمی را تجربه می‌کنند. حتی وقتی همه‌چیز در دنیای بیرونی به‌خوبی پیش می‌رود آن‌ها احساس می‌کنند با کمبودهایی مواجه هستند و چیزی را از دست داده‌اند. این احساس مبهم شبیه به احساس خلا و پوچی است اما شدیدتر و عمیق‌تر.
طرحواره محرومیت هیجانی به انگلیسی: Emotional Deprivation Schema باعث می‌شود فرد احساس کند دوست داشتنی نیست، کسی را ندارد که از او مراقبت و حمایت کند و وجودش اهمیت خاصی ندارد. این افراد در ابراز احساسات و بیان نیازهای خود با مشکل روبرو هستند.
افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی در آن‌ها فعال است سعی می‌کنند نیازها و ناکامی‌های خود را نشان ندهند زیرا نمایش آن‌ها احساس ضعف و آسیب‌پذیری بیشتری به آن‌ها می‌دهد.

محرومیت هیجانی به شکل علائمی از احساس دوست نداشتنی بودن، رفتا های طرد کننده و احساس زیاد تنهایی مشخص می شود. که شناخت آن ها می تواند به شناسایی طرحواره محرومیت عاطفی در افراد کمک کند.

افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی دارند، در اکثر مواقع احساس تنهایی، بی‌پناهی و محرومیت می‌کنند. آنها احساس می‌کنند که برای هیچکس در این دنیا مهم نمی‌باشند.
آنها احساس می‌کنند که حتی نزدیکترین افراد زندگی‌شان نیز پاسخگوی نیازهای عاطفی آنها نیستند. آنها باور دارند که هیچکس نگران زندگی و حال آنها نیست.
آنها همواره احساس درک نشدن می‌کنند. نیازهایشان را به کسی نمی‌گویند، زیرا باور دارند نیازهای عاطفی و روانی‌شان برای کسی مهم نمی‌باشد. آنها باور دارند که حتی اگر نیازهای خود را بگویند نیز کسی به آنها توجهی نمی‌کند.
از سویی دیگر آنها احساس پوچی و بی‌معنایی می‌کنند. نمی‌دانند از دیگران و از دنیا چه می‌خواهند. همواره گمشده‌ای دارند. معمولا این گمشده می‌تواند عاشقی باشد که باید روزی بیاید. کسی که می‌تواند آنها را درک کند و به آنها عشق بورزد. کسی که آنها را برای خودشان می‌خواهد. اگرچه هیچوقت آنها چنین فردی را نمی‌یابند.
هربار که رابطه جدیدی را شروع می‌کنند، به هیجان می‌آیند و گمان می‌کنند او آن مرد و یا زنی است که او را درک می‌کند و او را بی‌قید و شرط دوست دارد، ولکن پس از گذشت مدتی مجدداً ناامید می‌شود زیرا احساس تنهایی و دلتنگی آنها از درون آنها است و هیچکس نمی‌تواند احساس تنهایی را در واقعیت از آنها بگیرد.
این افراد ظاهری سرد دارند و به آدم‌ها اجازه نمی‌دهند به آنها نزدیک شوند و با دیگران روابطی سطحی برقرار می‌کنند. آنها معمولا دوستی که با او احساس صمیمیت کنند ندارند.
گروهی دیگر از این افراد راه مخالف را رفته و به‌شدت پرتوقع می‌شوند. هیچ میزان محبت از سمت دیگران آنها را راضی نمی‌کند و همواره احساس بی‌توجهی از سوی دیگران همراه آنها است. وقتی نیازهای آنها ارضاء نشود به‌شدت عصبانی می‌شوند. آنها از دیگران بشکل افراطی توقع دارند تا نیازهای آنها را برآورده کنند. چنین افرادی در کودکی به‌خاطر زیبایی، هوش و یا استعداشان دوست داشته شده‌اند و هرگز محبت خالصانه و بی‌قید و شرط دریافت نکرده‌اند.
افرادی که دچار تله محرومیت هیجانی هستند حتی اگر معشوق، خانواده و یا روابط اجتماعی خوبی داشته باشند نیز از درون احساس تنهایی، درک نشدن و پوچی می‌کنند.
برای تصور کردن این احساس می‌توانید احساس کودکی را در نظر بگیرید که در گوشه ای کز کرده است و احساس بی‌پناهی و بی‌کسی دارد. کودکی که هیچکس را ندارد که به او احساس امنیت بدهد، به او محبت کند و به حرف او گوش بدهد.
افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی و عاطفی دارند معمولاً جذب افرادی سرد، بی‌عاطفه و خودخواه می‌شوند. آنها به‌سرعت جذب این افراد می‌شوند ولکن در این رابطه هیچ محبت و عاطفه‌ای نمی‌گیرند. افرادی که با آنها محبت و عاطفه نشان می‌دهند آنها را جذب نمی‌کند و آنها به‌سرعت دلزده می‌شوند.

محرومیت هیجانی که عامل اصلی ایجاد کننده طرحواره محرومیت هیجانی است، انواع مختلفی دارد که عبارت اند از:
محرومیت عاطفی: در این شکل از محرومیت که می تواند ایجاد کننده طرحواره محرومیت هیجانی باشد، افراد به خصوص در دوران کودکی از محبت و حمایت عاطفی به اندازه کافی برخوردار نبوده اند.
محرومیت از همدلی: افرادی که احساس کنند کسی آن ها را درک نمی کند، کسی نیست که بتوانند با او صحبت کرده یا درد و دل کنند و همدلی کافی را دریافت نکرده باشند از احساس همدلی محروم شده و زمینه شکل گیری طرحواره محرومیت هیجانی در آن ها شکل می گیرد.
محرومیت از حمایت: این افراد احساس بی کسی دارند، فکر می کنند که کسی را ندارند تا مواظب آن ها باشد. در مواقع نیاز احساس بی پشت و پناهی داشته و فکر می کنند هیچ کس به فکر آن ها نیست.

مقابله با تله محرومیت هیجانی
این موضوع که افراد چگونه با طرحواره محرومیت عاطفی و هیجانی کنار می آیند، بستگی به این دارد که از کدام یک از سبک های مقابله با طرحواره محرومیت هیجانی که در زیر آورده ایم استفاده می کنند. راهکارهای مقابله و کنار آمدن با تله محرومیت هیجانی عبار اند از:
• اجتناب
• جبران بیش از حد
• تسلیم
اجتناب: برخی از افراد با تله محرومیت عاطفی ممکن است سعی کنند از موقعیت هایی که در آن طرحواره محرومیت هیجانی تداعی می شود اجتناب کنند. به عنوان مثال، آن ها ممکن است از روابط عاطفی اجتناب کنند، زیرا معتقدند که کسی آن ها را آنطور که شایسته آن هستند دوست ندارد. یا ممکن است از صحبت در مورد نیازهای خود صرف نظر کنند چرا که فکر می کند کسی آن ها را درک نمی کند.
جبران بیش از حد: از طرف دیگر، برخی از افراد دارای طرحواره محرومیت هیجانی و عاطفی ممکن است با رفتار کردن بر خلاف باورهای خود، سعی کنند تا احساسات منفی خود را بهبود ببخشند. برای مثال، چنین افرادی ممکن است نیازهای خود را با صدای بلندتر و قاطعانه‌تر بیان کنند و دیگران را به خاطر احساسات منفی خود سرزنش کنند.جبران بیش از حد ممکن است باعث شود فرد احساس ناخوشایندی و آسیب پذیری کند زیرا برخلاف باورهای طرحواره او است.
تسلیم شدن: افراد دارای طرحواره محرومیت هیجانی ممکن است در برابر باورها و افکار ناسازگار طرحواره خود تسلیم شوند. زمانی که فرد تسلیم طرحواره محرومیت عاطفی می شود، به این باور بها می دهند که عزیزانشان نیاز آنها به عشق، همدلی یا امنیت را برآورده نمی کنند. این افراد ممکن است جذب افرادی شوند که قادر به برآوردن نیازهای عاطفی آن ها نیستند.

دلایل شکل‌گیری طرحواره محرومیت هیجانی
تشخیص تله محرومیت هیجانی اندکی مشکل است، زیرا برخلاف سایر تله‌ها از وجود چیزی ناشی نمی‌شود بلکه از فقدان وجود چیزی ناشی می‌شود. به‌طور مثال تله نقص ناشی از انتقاد زیاد والدین است، تله اطاعت از سلطه پدر و مادر ناشی می‌شود، ولکن طرحواره محرومیت هیجانی ناشی از فقدان است. کودک نمی‌داند چه چیزی را نداشته است، او تنها می‌داند حالش خوب نیست.
سوال‌های زیر شاید بتواند به تشخیص تله محرومیت هیجانی کمک کند:
آیا با مادرم احساس نزدیکی می‌کردم؟ آیا احساس می‌کردم مادرم من را درک می‌کند؟ آیا مادرم را دوست داشتم؟ آیا احساس دوست داشته شدن می‌کردم؟ آیا می‌توانستم احساسات خودم را به مادرم بگویم؟ آیا او گرم و عاطفی بود؟ آیا او می‌توانست آنچه را نیاز داشتم از لحاظ عاطفی به من بدهد؟
طرحواره محرومیت هیجانی در پیش از شکل‌گیری زبان ایجاد شده است و به‌همین دلیل این افراد نمی‌دانند چه می‌خواهند. آنها فقط احساس می‌کنند حالشان خوب نیست، ولی اگر از آنها پرسیده شود چه چیز حال آنها را خوب می‌کند، واقعا نمی‌دانند. زیرا حال بد آنها به زمانی در کودکی بر می‌گردد که تنها منطقه احساسی مغزشان کامل شده بود و بنابراین بی‌توجهی و نادیده گرفته شدن توسط والدین احساسی را در آنها به‌وجود می‌آورد که این احساس همچنان در بزرگسالی همراه آنها است اگرچه نه می‌توانند دلیل آن را به‌یاد بیاورند و نه آنکه این احساس به کلام در می‌آید. احساسی مبهم و گنگ از تنهایی، ناامیدی، محرومیت و بی‌پناهی.
والدین علاوه بر آنکه باید به نیازهای فیزیکی کودک توجه کنند، نیازهای عاطفی و روانی او را نیز باید مورد توجه قرار دهند. کودکی که به اندازه کافی محبت، همدلی و توجه دریافت نمی‌کند دچار طرحواره محرومیت هیجانی و عاطفی می‌شود.

از جمله دلایل شکل‌گیری طرحواره محرومیت هیجانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. مادری سرد و بی‌عاطفه. مادرانی که خود توجه و محبت از والدین دریافت نکرده‌اند، نمی‌توانند به فرزند خود نیز توجه بی‌قید و شرط کنند. دلیل دیگر می‌تواند افسردگی و بیماری مادر باشد. مادر افسرده گرفتار خویشتن است و توان توجه، لمس کردن، در آغوش گرفتن و محبت به کودک را ندارد. مشکلات و نزاع‌های زن و شوهر با یکدیگر نیز انرژی روانی آنها را برای توجه به کودک از بین می‌برد.
  2. والدین کودک را به‌صورت مشروط دوست دارند. کودک احساس دوست داشته شدن بدون قید و شرط نمی‌کند و بنابراین خود را دوست داشتنی نمی‌یابد.
  3. مادری که دچار مشکلات فوق است، وقت و زمان کافی برای فرزند اختصاص نمی‌دهد.
  4. مادر به نیازهای کودک توجهی ندارد و در بهترین حالت تنها به خواسته‌های او توجه می‌کند. نیاز به محبت یک نیاز است، ولکن تفنگ اسباب‌بازی یک خواسته کودک است.
  5. مادر کودک را در حین ناراحتی و غم آرام نمی‌کند و بنابراین کودک یاد نمی‌گیرد چگونه با این احساسات خود مواجه شود و چطور خود را آرام کند.
  6. والدین با کودک همدلی نمی‌کنند. کودک احساس نمی‌کند که می‌تواند حرف‌های خود را به کسی بزند.
    کودک احساس نمی‌کند کسی را دارد که در همه موارد از او حمایت می‌کند. کسی که می‌تواند از او راهنمایی بگیرد

تاثیر تله محرومیت هیجانی در ارتباط عاطفی
بیشترین جایی که طرحواره محرومیت هیجانی فعال می‌شود و خود را آشکار می‌سازد، زمانی است که فرد می‌خواهد یک رابطه عاطفی برقرار نماید. این افراد در انتخاب‌های خود جهت برقراری رابطه تحت‌تاثیر طرحواره محرومیت هیجانی خود، جذب افرادی سرد و بی‌عاطفه می‌شوند. افرادی که توجهی به نیازهای آنها ندارند.
اگر طرف مقابل شخصی سالم و با محبت باشد نیز آنها پس از مدتی رابطه را تمام می‌کنند، زیرا تصور می‌کنند آن شخص عشق رویایی آنها نیست، زیرا آنها همچنان احساس تنهایی و غم می‌کنند. آنها متوجه نیستند که این احساس در درون آنها است و با هیچ عامل و یا فرد بیرونی تسکین نمی‌یابد.
از آنجایی که شما به‌سرعت جذب افراد سرد و بی‌مهر می‌شوید، در صورتی که در رابطه خود به نشانه‌های زیر برخوردید به سرعت رابطه را ترک کنید:

  1. بیشتر او حرف می‌زند و به حرف شما گوش نمی‌دهد.
  2. سرد و گوشه‌گیر است.
  3. ابراز عواطف ندارد.
  4. شما بیشتر از او دلتان می‌خواهد به همدیگر نزدیک باشید.
  5. احساس حمایت از سمت او نمی‌کنید.
  6. در اکثر مواقع در دسترس نیست.
    اگر طرحواره محرومیت هیجانی در شما شدید است، هر زمان احساس تعلق و عشق شدید کردید باید از خود بپرسید که آیا این جذب شدن شما به‌خاطر فعال شدن طرحواره محرومیت هیجانی در شما نمی‌باشد؟

روش‌های مواجهه با طرحواره محرومیت هیجانی
اگر شما نشانه‌های طرحواره‌های محرومیت هیجانی را در خود پیدا می‌کنید و یا بر اساس آزمون طرحواره داری طرحواره محرومیت هیجانی هستید، موارد زیر را می‌توانید به‌کار ببرید:

  1. با کمک یک درمانگر، کودک تنها و بی‌پناه درونتان را پیدا کنید و با او ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کودک درون خود را درک کنید، با او همدلی کنید و به حرف‌هایش گوش بسپارید.
  2. از روابطی که ناشی از فعال شدن طرحواره محرومیت هیجانی در شما است، به‌شدت اجتناب کنید. افراد سرد و بی‌عاطفه که می‌توانند شما را به خود جذب کنند.
  3. به‌سرعت وارد روابط عمیق عاطفی و رابطه جنسی نشوید، زیرا پس از مدتی شاید دریابید که او از نظر عاطفی سرد است، ولکن حال خود را در موقعیتی قرار داده‌اید که درآمدن از رابطه با احساس شکست و آسیب زیاد همراه است. برای خود مشخص کنید که به ۶ ماه زمان برای آشنایی نیاز دارید. در طی این ۶ ماه شما نباید رابطه عاطفی و جنسی برقرار کنید.
  4. در صورتی که شخص مناسب و مطلوبی را یافتید، نیازهای عاطفی خود را بر زبان بیاورید. آسیب‌پذیری خود را با شخص مقابل مطرح کنید. شما باید بدانید که انسان‌ها به یکدیگر نیازمند هستند و اگر از دیگران بخواهیم که نیازهای ما را برطرف کنند، مشکلی پیش نخواهد آمد و نشانه ضعف ما نمی‌باشد.
  5. اگر از دسته‌ای هستید که در برابر طرحواره محرومیت هیجانی خود راهکار پرتوقعی و سرزنشگری را به‌کار بسته‌اید، سعی کنید محبت‌های طرف مقابل را ببینید و قدردان باشید و از زیاده‌خواهی و سرزنش برای محبت نکردن دست بردارید.

شایع‌ترین خطاهای شناختی عبارت‌اند از:
۱. ذهن‌خوانی Mind Reading
فرد بدون شواهد کافی تصور می‌کند دیگران به او اهمیت نمی‌دهند یا او را درک نمی‌کنند.
مثال:همسرم امروز کم‌حرف بود، حتماً دیگر مثل قبل دوستم ندارد.
۲. نتیجه‌گیری شتاب‌زده
قبل از اینکه واقعیت مشخص شود، نتیجه منفی می‌گیرد.
مثال:اگر پیامم را جواب نداد، یعنی برایش مهم نیستم.
۳. فیلتر ذهنی
فقط نشانه‌های بی‌توجهی را می‌بیند و محبت‌ها را نادیده می‌گیرد.
مثال:ده بار محبت همسر را فراموش می‌کند اما یک بار فراموش کردن سالگرد را به خاطر می‌سپارد.
۴. تعمیم افراطی
از یک اتفاق، یک قانون کلی می‌سازد.
مثال:هیچ‌کس هیچ‌وقت مرا درک نمی‌کند.
۵. شخصی‌سازی
رفتار دیگران را به خودش نسبت می‌دهد.
مثال:دوستم ناراحت است؛ حتماً من کاری کرده‌ام.
۶. تفکر همه یا هیچ
رابطه را کاملاً خوب یا کاملاً بد می‌بیند.
مثال:اگر همیشه کنارم نباشد، یعنی اصلاً دوستم ندارد.
۷. استدلال هیجانی
احساس را معادل واقعیت می‌داند.
مثال:احساس تنهایی می‌کنم؛ پس حتماً واقعاً تنها و دوست‌نداشتنی هستم.
۸. فاجعه‌سازی
اتفاقات کوچک را به بدترین نتیجه ممکن ربط می‌دهد.
مثال:اگر امروز حوصله صحبت نداشت، احتمالاً رابطه‌مان رو به پایان است.
۹. نادیده گرفتن شواهد مثبت
هر محبتی را بی‌ارزش یا موقتی تلقی می‌کند.
مثال:هدیه خرید چون احساس وظیفه می‌کرد، نه چون دوستم دارد.
۱۰. برچسب‌زنی
به جای توصیف یک رفتار، به خودش برچسب می‌زند.
مثال:من دوست‌داشتنی نیستم.یامن ارزش محبت ندارم.
باورهای زیربنایی این خطاها
اغلب این خطاهای شناختی از چند باور هسته‌ای ناشی می‌شوند:
هیچ‌کس واقعاً مرا نمی‌فهمد.
نیازهای من مهم نیستند.
اگر محبت بخواهم، رد می‌شوم.
باید با کمبود محبت کنار بیایم.
در نهایت تنها می‌مانم.
من ارزش دریافت عشق و حمایت را ندارم.
چرخه محرومیت عاطفی
این طرحواره معمولاً یک چرخه خودتقویت‌کننده ایجاد می‌کند:
نیاز عاطفی برآورده نمی‌شود → احساس تنهایی و محرومیت → خطاهای شناختی ذهن‌خوانی، فاجعه‌سازی و… → رفتارهایی مانند سکوت، قهر، فاصله گرفتن یا وابستگی افراطی → کاهش صمیمیت رابطه → تأیید دوباره باور هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند

طرحواره محرومیت عاطفی فقط در روابط عاطفی فعال نمی‌شود؛ بلکه در محیط کار نیز خود را به شکل‌های ظریف و گاهی پنهان نشان می‌دهد. بسیاری از افراد تصور می‌کنند مشکلشان صرفاً با همسر یا خانواده است، در حالی که همان الگو را با مدیر، همکار، کارفرما یا حتی مراجعان خود نیز تکرار می‌کنند.
۱. احساس دیده نشدن
این افراد معمولاً با وجود تلاش زیاد، احساس می‌کنند کسی زحماتشان را نمی‌بیند.
جملات رایج:
هرچقدر کار می‌کنم، کسی قدرم را نمی‌داند.
همیشه دیگران دیده می‌شوند، نه من.
۲. ناتوانی در درخواست حمایت
حتی زمانی که حجم کار زیاد است، درخواست کمک نمی‌کنند.
باور پنهان:
اگر کمک بخواهم، کسی کمکم نمی‌کند یا سربار به نظر می‌رسم.
در نتیجه، فرسودگی شغلی را تجربه می‌کنند.
۳. جذب مدیران یا محیط‌های سرد
افراد دارای این طرحواره، گاهی ناخودآگاه جذب محیط‌هایی می‌شوند که از نظر هیجانی خشک، انتقادگر یا بی‌تفاوت هستند؛ محیطی که احساس محرومیت قدیمی را دوباره بازسازی می‌کند.
۴. حساسیت زیاد به بی‌توجهی
اگر مدیر از کنار آنها بدون سلام رد شود یا از همکارشان تشکر کند اما از آنها نه، ممکن است این اتفاق را به معنای بی‌ارزش بودن خود تعبیر کنند.
در حالی که شاید مدیر صرفاً درگیر موضوع دیگری بوده باشد.
۵. کار کردن بیش از حد برای گرفتن محبت
بعضی افراد به جای درخواست توجه، سعی می‌کنند با عملکرد فوق‌العاده، محبت و پذیرش دیگران را به دست آورند.
الگوی ذهنی:
اگر کامل باشم، بالاخره مرا خواهند دید.
۶. سکوت هنگام ناراحتی
به جای اینکه بگویند:از این موضوع ناراحت شدم.
سکوت می‌کنند، فاصله می‌گیرند یا استعفا را در ذهن خود مرور می‌کنند.
۷. احساس تنهایی حتی در یک تیم صمیمی
ممکن است همه همکاران رفتار دوستانه‌ای داشته باشند، اما فرد همچنان احساس کند:
من به این جمع تعلق ندارم.
هیچ‌کس واقعاً مرا درک نمی‌کند.
۸. تفسیر منفی بازخوردها
یک انتقاد کوچک را به این شکل تعبیر می‌کنند:
پس من کافی نیستم.
از من ناراضی هستند.
در حالی که همان بازخورد برای دیگران صرفاً یک پیشنهاد برای بهبود است.
۹. سختی در نه گفتن
برای اینکه دیگران از آنها ناراحت نشوند:
اضافه‌کاری قبول می‌کنند.
مسئولیت دیگران را بر عهده می‌گیرند.
بار کاری بیش از توان خود را می‌پذیرند.
اما در درون احساس می‌کنند کسی قدرشان را نمی‌داند.
۱۰. وابستگی هیجانی به تأیید مدیر
اگر مدیر از آنها تعریف کند، احساس ارزشمندی می‌کنند.
اگر چند روز بازخوردی دریافت نکنند، ممکن است تصور کنند:
حتماً دیگر از من راضی نیست.
۱۱. اجتناب از ابراز نیازها
نیازهایی مانند:
آموزش بیشتر
افزایش حقوق
مرخصی
انعطاف در ساعات کاری
را بیان نمی‌کنند، چون انتظار دارند درخواستشان رد شود یا جدی گرفته نشود.
۱۲. فرسودگی ناشی از دادن بدون دریافت
این افراد معمولاً بیش از آنچه دریافت می‌کنند، انرژی، زمان و توجه صرف می‌کنند.
بعد از مدتی به این نتیجه می‌رسند:
من همیشه برای دیگران هستم، اما هیچ‌کس برای من نیست.

سه سبک مقابله‌ای در محیط کار
طرحواره محرومیت عاطفی می‌تواند در محیط کار با سه سبک مقابله‌ای کلاسیک بروز کند:
۱. تسلیم Surrender
تحمل مدیران بی‌تفاوت
پذیرفتن شرایط ناعادلانه
سکوت در برابر نیازهای خود
۲. اجتناب Avoidance
فاصله گرفتن از همکاران
شرکت نکردن در تعاملات تیمی
پنهان کردن احساسات و نیازها
۳. جبران افراطی Overcompensation
کمال‌گرایی شدید
کار بیش از حد
تلاش برای اثبات ارزش خود از طریق عملکرد
نیاز مداوم به موفقیت و تأیید
نشانه مهم بالینی
نکته مهم این است که در بسیاری از موارد، مشکل اصلی کمبود محبت یا حمایت در محیط کار نیست، بلکه نحوه تفسیر فرد از رفتارهای دیگران است. البته این به معنای نادیده گرفتن محیط‌های کاری واقعاً ناسالم نیست؛ گاهی محیط واقعاً سرد، بی‌حمایت یا استثمارگر است و گاهی نیز طرحواره باعث می‌شود فرد نشانه‌های بی‌توجهی را بیش از حد برجسته کند یا حمایت‌های موجود را کمتر ببیند. در ارزیابی بالینی، توجه به هر دو عامل اهمیت دارد.
این موضوع به‌ویژه برای روان‌شناسان، مدیران و کوچ‌ها اهمیت دارد، زیرا ممکن است فردی با عملکرد حرفه‌ای بالا، در ظاهر موفق باشد، اما در درون دائماً با این باور زندگی کند که هرچقدر هم تلاش کنم، کسی واقعاً مرا نمی‌بیند و نیازهای هیجانی‌ام اهمیت ندارد.

سخن پایانی
طرحواره‌‌های ناسازگار می‌توانند تمامی جوانب زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهند. طرحواره محرومیت هیجانی که در این مطلب به آن پرداختیم، یکی از پرچالش‌ترین طرحواره‌ها است و اختلالات متعددی را در روابط دوستانه و عاطفی فرد ایجاد می‌کند. با شناخت و درک احساسات خود تا حد خوبی می‌توانید علائم این طرحواره را کنترل کنید. مراجعه به یک روان‌درمانگر مجرب با رویکرد طرحواره درمانی نیز در این زمینه مفید است.

آماده‌اید درباره شرایط خود با یک روانشناس صحبت کنید؟

اگر احساس می‌کنید موضوع مطرح‌شده در این مقاله با شرایط شما یا یکی از عزیزانتان مرتبط است، گفت‌وگو با یک روانشناس متخصص می‌تواند اولین قدم مؤثر برای بهبود باشد.

روانشناس مناسب خود را پیدا کنید

تخصص، سابقه، رویکرد درمانی و حوزه فعالیت روانشناسان روانلی را بررسی کنید.

هنوز تصمیم نگرفته‌اید؟

مطالعه مقالات علمی بیشتر می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه شما کمک کند.

سؤال کوتاهی دارید؟

در کمتر از یک دقیقه پیام خود را ارسال کنید تا تیم روانلی شما را راهنمایی کند.

توجه :

محتوای منتشرشده در روانلی با هدف افزایش آگاهی، آموزش عمومی و ارتقای سواد سلامت روان تهیه می‌شود و جایگزین ارزیابی، تشخیص یا درمان تخصصی توسط روانشناس یا روانپزشک نیست.

اگر علائمی مانند اضطراب، افسردگی، استرس مزمن، وسواس، حملات پانیک، مشکلات عاطفی و زناشویی، تعارض‌های خانوادگی، فرزندپروری، اختلالات رفتاری کودکان، سوگ، مهاجرت، فرسودگی شغلی، اختلال خواب، افکار آسیب به خود یا هر مشکل روانشناختی دیگری باعث اختلال در کیفیت زندگی، روابط یا عملکرد روزانه شما شده است، توصیه می‌شود از روانشناسان و متخصصان سلامت روان کمک تخصصی دریافت کنید. مراجعه به‌موقع می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از تشدید مشکلات و بهبود کیفیت زندگی داشته باشد.



درباره مقاله :

مقالات روانلی با همکاری روانشناسان، مشاوران و متخصصان سلامت روان و بر پایه جدیدترین پژوهش‌های علمی، راهنماهای بالینی معتبر و رویکردهای مبتنی بر شواهد (Evidence-Based) تهیه و بازبینی می‌شوند.

تمرکز محتوای روانلی بر موضوعاتی مانند روانشناسی، سلامت روان، اضطراب، افسردگی، روابط عاطفی و زوج‌درمانی، ازدواج و خانواده، فرزندپروری، تربیت کودک و نوجوان، والدگری آگاهانه، مهاجرت، عزت‌نفس، خودشناسی، سبک زندگی، هوش هیجانی، مدیریت استرس، اختلالات روانشناختی، درمان‌های روانشناختی، رشد فردی، مهارت‌های زندگی، سوگ، تروما و سلامت روان در عصر هوش مصنوعی است.

هدف ما تولید محتوایی دقیق، قابل اعتماد و کاربردی است تا مخاطبان بتوانند با تکیه بر اطلاعات علمی، تصمیم‌های آگاهانه‌تری برای سلامت روان، روابط و کیفیت زندگی خود بگیرند. تمامی مقالات پیش از انتشار توسط سردبیر علمی و سوپروایزر تیم روانشناسی روانلی از نظر دقت علمی، اعتبار منابع و کیفیت محتوا بررسی می‌شوند.



همراه شما در مسیر سلامت روان

برای انتخاب روانشناس مناسب نیاز به راهنمایی دارید؟